{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زنی با چشمهای ارغوانی جامانده در جانم

زنی با چشم‌های ارغوانی جامانده در جانم
خیالش با من است اما حواسش را نمی‌دانم

زنی که چشــمِ او از شعــرِ سعدی سر درآورده
و من هر شب برای دیدنِ او شعر می‌خوانم

چه بی‌رحمانه مویَش را به روی شانه می‌ریزد
و من در حسرتَش ماننـدِ موهایش پریشانـَم

به بی‌خوابــیِ این دیوانه قانع نیست چشمانـَش
سرم را داده در دستم، به دنبال بیابانم

مُداوِم می‌شمارم، چندمین دیوانه‌اش هستم
که امشب باخیالـَش می‌سپارم لب به قلیانــَم

نمی‌دانم برایش چندمین مـَردَم که می‌میرم
از این زیباییِ افراطی‌اش گاهی هراسانم
توافق کرده‌ام با این زنِ جامانده در جانم🦋🦋



#saharshehim💖
دیدگاه ها (۰)

دیدار ما هرچند دورادور زیباست !دیگر پذیرفتم که ماه از دور زی...

تو خیلی زیبایی ...نه فقط بخاطر چهرت،بخاطر قلب بزرگ و مهربونت...

شاید که خدا خواست گلم ,مالِ تو باشم تعبیرِ خوشِ هرچه که در ف...

#گاهی نگارم میشوی                 جام شرابم میشوی           ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط