اولین اوسیمه از شیطان کش...ببخشید بد شد
‼️امکان آپدیت هر دفعه هست ‼️
بیوگرافی**
خععببب همین طور که میبینید کلا خیلی ظریفه ولی نباید گول این عروسکو بخورید🎀💀
*اسم : هاروکا (میدونم یه آرتیست دیگه هم با این اسم داریم شرمنده) ، به مامبای سیاه هم معروفه
*فامیلی : دیاز (فامیلیش ژاپنی نیست ولی چون تلفظشو دوست داشتم🫠)
*جنسیت : مونث
*قد : ۱۵۹
*وزن : ۴۱
* سن : ۱۳
*شیپ : شخص ایکس🎀...راز خیلی خیلی بزرگیهههه😦نصف زندگیمهه~
*اسلحه ها :
چاقو تا شدنی
کونای با زنجیر خاردار
یک جفت سای
کاتانا
***اخلاق : سرد و کمی ترسناک ، مرموز ، صبور ، بسیار هات:) ، خشن
***رتبه : هاشیرا
***سبک تنفس : خون / جوهر
***تایپ : intp
***علایق : پزشکی ، شیپش🎀 ، تنهایی ، بدنسازی ، روانشناسی ، گل رز سرخ ، ستاره ها
***نفرت : شخص انتقاد گر ، بسیااااااری از غذا ها ، لمس ، خودش
***دوستاش : نزوکو ، کابورامارو (عاااشقشه) ، شینوبو (به خاطر تخصص جفتشون توی پزشکی باهم دوست شدن) ، گین سالومهه🛐♾️ ، آیری🛐♾️
***شیپ فرند : اینوسکه ، آیکووو🛐♾️
***بستگان : تک فرزند ، پدر و مادر (گم شده) ، دیگه هیچ نسبت خونی با کسی نداره.
***فکت هایی درموردش :
سانمی ازش متنفر نیست ، ولی معمولا ازش انتقاد میکنه
قدرت های ماوراییش بیشتره
پنیک اتک داره
جوهر رو میتونه حرکت بده
از روانشناسی تاریک استفاده میکنه✨️
به ظاهر خیلی مودب و متشخصه ولی توی ذهنش وقتی عصبی میشه فحش میده
پزشکی هم خیلی خوب بلده
به خدا اعتقاد نداره
از لباس باز خجالت میکشه
از لمس بدش میاد ( تو نفرت ها گفته بودم)
خیلی خیلی کم خوراکهه
***فلش بک : ۷ ساله بود که خونه شون یک جور مسافرخونه بوده تو به روستا و پدر ومادرش
ازش کار میکشیدن برای کار های خونه و به شدت کتکش میزدن با کمربند و چوب و...
و اون همیشه کبود و زخمی بوده اینقدر کتکش میزنن و ازش کار میکشن تا ضعیف میشه و وقتی میبینن
دیگه نمیتونه درست کاری انجام بده یک شب از خونه میندازنش بیرون و روبه روی خونه جنگل وسیعی
بوده ، اونجا یک شیطانو ملاقات میکنه و شیطان متوجه عناصر خاصی در بدن هاروکا میشه
(خونی داشته که شیاطینو مست میکرده عین سانمی) و تصمیم میگیره اونو شیطان کنه ؛
هنگامی که میخواست هاروکا رو شیطان کنه ، یه شیطان کش با رده ی کاتانو شیطان رو میکشه و هاروکا
دو هفته میره تو کما(به خاطر ضربه ی سر) و وقتی بهوش میاد خودشو تو عمارت میبینه و شروع به تمرین و این حرفااا☆
اینم بگم که بیس داشتاا ولی دست راستش این شکلی نبود اصلا و کلا ژستش و شلوار و هیکلش یه جور دیگه بود نشستم از اول دست خالی کشیدم یه جورایی میشه گفت بدون بیسه فرم چشمش هم خودم کشیدم مال بیس نیست.
ببخشید طولانی شد♡♡♡
بیوگرافی**
خععببب همین طور که میبینید کلا خیلی ظریفه ولی نباید گول این عروسکو بخورید🎀💀
*اسم : هاروکا (میدونم یه آرتیست دیگه هم با این اسم داریم شرمنده) ، به مامبای سیاه هم معروفه
*فامیلی : دیاز (فامیلیش ژاپنی نیست ولی چون تلفظشو دوست داشتم🫠)
*جنسیت : مونث
*قد : ۱۵۹
*وزن : ۴۱
* سن : ۱۳
*شیپ : شخص ایکس🎀...راز خیلی خیلی بزرگیهههه😦نصف زندگیمهه~
*اسلحه ها :
چاقو تا شدنی
کونای با زنجیر خاردار
یک جفت سای
کاتانا
***اخلاق : سرد و کمی ترسناک ، مرموز ، صبور ، بسیار هات:) ، خشن
***رتبه : هاشیرا
***سبک تنفس : خون / جوهر
***تایپ : intp
***علایق : پزشکی ، شیپش🎀 ، تنهایی ، بدنسازی ، روانشناسی ، گل رز سرخ ، ستاره ها
***نفرت : شخص انتقاد گر ، بسیااااااری از غذا ها ، لمس ، خودش
***دوستاش : نزوکو ، کابورامارو (عاااشقشه) ، شینوبو (به خاطر تخصص جفتشون توی پزشکی باهم دوست شدن) ، گین سالومهه🛐♾️ ، آیری🛐♾️
***شیپ فرند : اینوسکه ، آیکووو🛐♾️
***بستگان : تک فرزند ، پدر و مادر (گم شده) ، دیگه هیچ نسبت خونی با کسی نداره.
***فکت هایی درموردش :
سانمی ازش متنفر نیست ، ولی معمولا ازش انتقاد میکنه
قدرت های ماوراییش بیشتره
پنیک اتک داره
جوهر رو میتونه حرکت بده
از روانشناسی تاریک استفاده میکنه✨️
به ظاهر خیلی مودب و متشخصه ولی توی ذهنش وقتی عصبی میشه فحش میده
پزشکی هم خیلی خوب بلده
به خدا اعتقاد نداره
از لباس باز خجالت میکشه
از لمس بدش میاد ( تو نفرت ها گفته بودم)
خیلی خیلی کم خوراکهه
***فلش بک : ۷ ساله بود که خونه شون یک جور مسافرخونه بوده تو به روستا و پدر ومادرش
ازش کار میکشیدن برای کار های خونه و به شدت کتکش میزدن با کمربند و چوب و...
و اون همیشه کبود و زخمی بوده اینقدر کتکش میزنن و ازش کار میکشن تا ضعیف میشه و وقتی میبینن
دیگه نمیتونه درست کاری انجام بده یک شب از خونه میندازنش بیرون و روبه روی خونه جنگل وسیعی
بوده ، اونجا یک شیطانو ملاقات میکنه و شیطان متوجه عناصر خاصی در بدن هاروکا میشه
(خونی داشته که شیاطینو مست میکرده عین سانمی) و تصمیم میگیره اونو شیطان کنه ؛
هنگامی که میخواست هاروکا رو شیطان کنه ، یه شیطان کش با رده ی کاتانو شیطان رو میکشه و هاروکا
دو هفته میره تو کما(به خاطر ضربه ی سر) و وقتی بهوش میاد خودشو تو عمارت میبینه و شروع به تمرین و این حرفااا☆
اینم بگم که بیس داشتاا ولی دست راستش این شکلی نبود اصلا و کلا ژستش و شلوار و هیکلش یه جور دیگه بود نشستم از اول دست خالی کشیدم یه جورایی میشه گفت بدون بیسه فرم چشمش هم خودم کشیدم مال بیس نیست.
ببخشید طولانی شد♡♡♡
- ۵.۹k
- ۲۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط