انه سی رفته باشه با انه تو رفتنش رو باور نی دوتا

اينكه كسی رفته باشه، با اينكه تو رفتنش رو باور كنی، دوتا

اينكه كسی رفته باشه، با اينكه تو رفتنش رو باور كنی، دوتا حرف جداست.
من فكر می‌كنم آدمایی كه راه می‌رن و با خودشون حرف می‌زنن، دقيقا همونايی هستن كه رفتنِ كسی رو باور نكردن.
همونايی كه صدتا خاطره رو زير و رو می‌كنن تا به يه اسم مشخص برسن.
همونايی كه برای يادآوری يه خاطره، کل شهر رو بالا و پايين می‌رن.
همونايی كه عصرا، سر ساعت هميشگی، می‌رن همون كافه‌ی هميشگی، می‌شینن پشت همون ميز هميشگی و دو تا از همون «تلخِ هميشگی» سفارش می‌دن.
اما مگه آدم، چقدر می‌تونه به روی خودش نياره؟
.
واقعيت اينه كه فراموش كردن، بيهوده‌ترين كاری بود كه توی تمام عمرت می‌خواستی انجام بدی و نشده.
هميشه؛
هزار دليل برای رفتن هست، اما موندن، فقط «يه بهانه» می‌خواد.
سخته يه روز بفهمی، بهانه‌ی موندنش نبودی!
دیدگاه ها (۱)

@nphotography

چطوری می‌تونم فراموشت کنم، وقتی قشنگ‌ترین خاطره‌های زندگیم ب...

عاشقانه های شبنم

دلتنگتم… بیشتر از چیزی که فکرش رو بکنی! 🥀نمی‌دونی نبودنت با ...

اینا می شینن نقد های امثال مارو می خونن , بعد می رن فقط 5 در...

من تو رو از خدا همیشه آرزو می‌کردم… قبل از اینکه مال من باشی...

کاش خدا به هیچ‌کس غمِ از دست دادنِ عزیزش رو نده که بعدش بخوا...

پارت: 14 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*زین نگاهم کرد. می‌دونستم ک...

دهه هفتادی بودن....

هیچی دردناک‌تر از این نیست که همون آدمی که تا دیروز بهت حس د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط