تو صفحه اول این دفترچه رو ورق زدی و من نمیدونم چه کسی ای

"تو صفحه اول این دفترچه رو ورق زدی و من نمیدونم چه کسی این کلمات رو می‌نویسه:
عشق افسانه ای من برگشته بود،من رو نمی‌شاخت،مثل من دلتنگ نبود،بی قرار نبود،عاشق بود اما عاشق من نبود،چشم هاش برق میزد ولی برای من نبود...
چشم های من دلتنگ بود اما نگاه اون قریبه بود...
اون لحظه بود که از خودم پرسیدم تو همون کسی هستی که بخاطرش پرواز کردن رو یاد گرفتم؟و دلم جواب داد،من در نکاه اول عاشق کسی شدم که توی سال ۲۰۲۰ ‌وقتی می‌خندید چشم هاش برق میزد و حالا من دوباره برق چشم هاش رو تو سال ۲۰۲۴ در چشمان دیگری دیدم...
ما توی یک روز آفتابی دوباره همدیگه رو ملاقات کردیم،داستان منو تو دوباره شروع شد و لحظات باتو بودن قرار بود دوباره شکل بگیرن،دل بیچاره من طاقتش رو داری؟
زیبایِ من صدام رو میشنوی؟حالا من اینجام...دنیا بدون تو تاریک بود،پس دوباره برام رنگش کن."
دیدگاه ها (۰)

زندگی‌کردن‌نادر‌ترین‌اتفاق‌جهان‌هستی‌استبیشتر‌مردم‌فقط‌وجود‌...

آری من نیاموختم معنی هرگز راآن زمان که وعده های زیبایت از هر...

پشت زیباترین لبخند،بیشترین راز ها نهفته ست.زیباترین چشم،بیشت...

شیطان تنها کسی بود که فهمید،نباید تن به حقارت انسان داد...

٬٬روی نیمکت پارک نشسته بود و کلاغ ها رو میشمرد تا بیاد بهشون...

A girl from tomorrow(part10)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط