{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پس از مدتها دلم را خانه تکانی کردم میان شلوغی شکستهه

پس از مدت‌ها، دلم را خانه تکانی کردم؛ میانِ شلوغی شکسته‌ها و غبار های غم و اندوه یاد تو را یافتم.
یادم آمد زمانی آن را روی طاقچهٔ دلم گذاشته بودم و عزیز کردهٔ تمام اعضای آن خانه بود.
شادی به بودن آن برمی‌خواست و غم از خیال ماندنش فارغ ز احوال خوابیده بود، دلتنگی به دلخوشی بودنش به سفر رفته بود و آشفتگی ترک دیار کرده بود.
یادش بخیر...
زمانی به جای دلتنگی، یادِ تو روی طاقچهٔ دلم نشسته بود...


✅️کالیگرافی روی بوم با مرکب ضد آب
متن:
هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی
ما را که تو منظوری، خاطر نرود جایی
دیدگاه ها (۲۲)

واژہ بهانه بودبا بند بند وجودم نوشتمتخواندی ورق زدیحواست به ...

ایرانم🇮🇷🫡

نوروز مبارک🌸در سال جدید، برایتان نگرشی نو، آغازی هدفمند و پا...

انشالله قدمشان پر خیر و برکت باشد.با آرزوی ایرانی امن و آبا...

🌱🍒مرا یاد تو و آن کوچه ی بن بست خواهد کشتهوای بی کسی و این غ...

پارت دوازدهم-سیب زمینی-

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط