تو کز محنت دیگران بی غمی
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی
#سعدی_جان
که مَرد ارچه بر ساحل است، ای رفیق
نیاساید و دوستانش غَریق
من از بینوایی نِیَم رویْ زرد
غمِ بینوایان، رُخَم زرد کرد
نخواهد که بیند خردمند، ریش
نه بر عُضوِ مردم، نه بر عُضوِ خویش
#سعدی_جان
هر کس به فکر خویش است کوسه به فکر ریش است#ضرب_المثل
دست هرکس را که میگیری درین آشوبگاه
بر چراغ زندگی دست حمایت میشود
#صائب_تبریزی
نباشد آدمی را هیچ خلقی بهتر از احسان
که بوسد دست خود، هر کس که گیرد دست سایل را
#صائب_تبریزی
تیره روزان جهان را به چراغی دریاب
تا پس از مرگ ترا شمع مزاری باشد
#صائب_تبریزی
در طریقت بار هر کس را که نگرفتم به دوش
چون گشودم چشمِ بینش، بار بر دل شد مرا
#صائب_تبریزی
فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ× وَ ما أَدْراكَ مَا الْعَقَبَةُ × فَكُّ رَقَبَةٍ × أَوْ إِطْعامٌ في يَوْمٍ ذي مَسْغَبَةٍ× يَتيمًا ذا مَقْرَبَةٍ × أَوْ مِسْكينًا ذا مَتْرَبَةٍ × ثُمَّ كانَ مِنَ الَّذينَ آمَنُوا وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ وَ تَواصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ. (بلد: 11 - 17)
ولى نخواست از گردنه (عاقبت نگرى) بالا رود و تو چه دانى كه آن گردنه سخت چيست؟ بنده اى را آزاد كردن يا در روز گرسنگى طعام دادن به يتيمى خويشاوند يا بينوايى خاك نشين. افزون بر اين، از شمار كسانى باشد كه ايمان آورده و يكديگر را به شكيبايى و مهربانى سفارش كرده اند.
نشاید که نامت نهند آدمی
#سعدی_جان
که مَرد ارچه بر ساحل است، ای رفیق
نیاساید و دوستانش غَریق
من از بینوایی نِیَم رویْ زرد
غمِ بینوایان، رُخَم زرد کرد
نخواهد که بیند خردمند، ریش
نه بر عُضوِ مردم، نه بر عُضوِ خویش
#سعدی_جان
هر کس به فکر خویش است کوسه به فکر ریش است#ضرب_المثل
دست هرکس را که میگیری درین آشوبگاه
بر چراغ زندگی دست حمایت میشود
#صائب_تبریزی
نباشد آدمی را هیچ خلقی بهتر از احسان
که بوسد دست خود، هر کس که گیرد دست سایل را
#صائب_تبریزی
تیره روزان جهان را به چراغی دریاب
تا پس از مرگ ترا شمع مزاری باشد
#صائب_تبریزی
در طریقت بار هر کس را که نگرفتم به دوش
چون گشودم چشمِ بینش، بار بر دل شد مرا
#صائب_تبریزی
فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ× وَ ما أَدْراكَ مَا الْعَقَبَةُ × فَكُّ رَقَبَةٍ × أَوْ إِطْعامٌ في يَوْمٍ ذي مَسْغَبَةٍ× يَتيمًا ذا مَقْرَبَةٍ × أَوْ مِسْكينًا ذا مَتْرَبَةٍ × ثُمَّ كانَ مِنَ الَّذينَ آمَنُوا وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ وَ تَواصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ. (بلد: 11 - 17)
ولى نخواست از گردنه (عاقبت نگرى) بالا رود و تو چه دانى كه آن گردنه سخت چيست؟ بنده اى را آزاد كردن يا در روز گرسنگى طعام دادن به يتيمى خويشاوند يا بينوايى خاك نشين. افزون بر اين، از شمار كسانى باشد كه ايمان آورده و يكديگر را به شكيبايى و مهربانى سفارش كرده اند.
- ۶۲۶
- ۱۱ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط