{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم خود بستم

چشم خود بستم
که دیگر چشم مستش ننگرم
ناگهان دل داد زد: دیوانه! من می‌بینمش..!
دیدگاه ها (۸)

دست‌های روشن‌ات را از روزهای تاریکمدور نکناین روزهاتنها تویی...

همه قبیله‌ی من عالمان دین بودند مرا معلم عشق تو شاعری آموخت

گاهی دلم می‌خواهدبی‌خبر از همه‌چیز،فقط کنار تو بنشینم...نه ح...

چشم خود بستم تا که چشمان مستش ننگرمناگهان دل داد زد دیوانه م...

چشم خود بستم که دیگر چشم مستش ننگرم دل داد زد دیوانه من میبی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط