{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ دلتنگت که می شوم

‍ دلتنگت که می شوم
زبان شعرم باز می شود
خودکار
بی اراده من
می دود می نشیند
روی خطوط دفترم
و تو را ربط می دهد
به پاییز و باران
و گل و بوسه
تو را ربط می دهد
به نفس های من
و به حزن غم انگیز
درختان خشک باغچه
و صندلی تنهایی
که در ایوان تاب می خورد
و ثانیه های نبودنت را
یک به یک
شمارش می کند،
دلتنگت که می شوم
زبان شعرم باز می شود
و همه چیز شاعرانه است
حتی فنجان قهوه نیم خورده ات
که هنوز روی میز تراس
جا مانده است

🌺
دیدگاه ها (۰)

محبوبم!!تمام عاشقانه هایم رادر قصری از خیال و آرزو بر بلندای...

سه چیز تحملش خیلی سخته؛حق با تو باشه ولی بهت زور بگن!بدونی د...

‌عشــق ڪہهمیشہ بہ گفتن "عزیـــزم ودوستت دارم" نیست… !!عـشــق...

دلت آبی‌تر از دریا رفیقمبه کامت شادی دنیا رفیقمالهی دائما چو...

پارت بیستم ویکسه هفته بعدزایمان سخت بود. آت شانزده ساعت درد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط