جوانی ام رفت دگر بازنگردد

جوانی ام رفت ‌دگر بازنگردد...
ما که جوانی نکردیم!
یعنی وقت و حوصله اش را نداشتیم.
ما سرمان شلوغ بود، خیلی شلوغ!
به قدری فکر و مشغله روی سرمان سنگینی می کرد, که درک درستی از سن و سال نداشتیم...
ما حتی کودکی هم نکردیم,
چشم باز کردیم و پیر بودیم!
ما قربانیان بدترین برهه‌ی تاریخ بودیم.
نسل جوانی‌های بر باد رفته،
نسل بحران و بلا تکلیفی،
نسلی که بدون فریاد، در دل آتش زمانه سوخت.
ما کم سن و سال ترین سالمندان تاریخ بودیم...
لایک کام نظر یادتون نره مرسی و فالو بک هم یادتون نره مرسی
دیدگاه ها (۰)

از اکسپلور میای دنبالمون کنید🙏❤️لایک و کامنت و حمایت یادت نر...

از اکسپلور میای دنبالمون کنید🙏❤️لایک و کامنت و حمایت یادت نر...

از اکسپلور میای دنبالمون کنید🙏❤️لایک و کامنت و حمایت یادت نر...

از اکسپلور میای دنبالمون کنید🙏❤️لایک و کامنت و حمایت یادت نر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط