{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

https://wisgoon.com/pin/65660291/

https://wisgoon.com/pin/65660291/
تو اگر میخواهی
بشوی دور ؛
بشو
مختاری !
من ولی می مانم
منتظر ،
پشت یک پنجره ی باز به سوی کوچه
چشم در چشم نسیم
دسته ی فنجان چای سرخ را
در میان
دست خود می گیرم ،
به تو می اندیشم که چطور اینهمه از من دوری ؟!
به تو می اندیشم
که چرا رحم نداری به دل تنهایم ؟!
ناگهان صاعقه ای ؛
ابرها
می لرزند ،
بعد یک قطره اشک روی یک گونه من
می لغزد ،
و مجدد باران
شعر دلتنگی من می خواند ...

@Lovebandar
دیدگاه ها (۰)

و چقدر زیبا جناب صائب گفته:سخت میخواهم که در آغوش تنگ آرم تو...

وقتی زنی زیبا می‌میردزمین تعادل خود را از دست می‌دهدماه صد س...

بدونِ تو ترسیده‌ام خسته‌ام تنهااممدام یک‌ جایی‌ام درد میکند ...

دل به دریا زدم و عاشق رویت شده امساحلم شو ، بغلم کن که نمیرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط