{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از درد پُریم و هیچ درمانی نیست

از درد پُریم و هیچ درمانی نیست
بر چهره‌ی مردم لبِ خندانی نیست

هرکس که رسیده زخم بر ما زده است
انگار در این شهر مسلمانی نیست
دیدگاه ها (۰)

به یهویی چیزی از دست دادن هم فکر کنیم قدر همو بدونیم

به‌هرکس‌دل‌نهادم‌بی‌وفا‌شدچو‌‌پا‌بندش‌شدم‌،‌از‌من‌جدا‌شدنمید...

‏یه‌ نفر بهم گفت: «تو انقدر خودتو نمی‌بینی که حتی از ظرف بیس...

مولانا چه زیبا گفت :آن شب که دلی بود...........به میخانه نشس...

وسط مردادیم‌و انگار زده بارون به این شهر...

از دادنِ کتابی به دیگریکه زیر جملاتش خط کشیده‌امخجالت می‌کشم...

بدنم، دیگر متعلق به من نیست. انگار یک خانه‌ی قدیمی و متروکه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط