{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🪽

🪽
من از جایی برگشتم که نور به آن نمی‌رسد. جایی که صداها خاموشند و دل‌ها بی‌حس.
مدت‌هاست یاد گرفته‌ام سکوت کنم، چون هیچ‌کس شنونده نبود.
آدم‌ها فقط ظاهر را می‌بینند؛
زخمی که پنهان است، مهم نیست.
من شب را خوب می‌شناسم،
تاریکی را لمس کرده‌ام،
و فهمیدم که بعضی زخم‌ها درمان نمی‌خواهند؛
فقط یادآوری می‌کنند که هنوز زنده‌ای.
نه برای کسی،
نه برای عشق،
فقط برای اینکه سقوط کامل، آخرین پرده نیست.
دیدگاه ها (۱۷۵)

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 𝐋𝐢𝐟𝐞 𝐟𝐞𝐞𝐥𝐬 𝐠𝐨𝐨𝐝‌‌ ...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌ مآه‍ـــ.من‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ...

زیبایی‌ات را همه می‌بینند اما فقط منم که می‌دانم این پوستِ آ...

🏰 قصر تاریکیقسمت ۴: لمس تاریکیسایه با سرعتی غیرطبیعی به سمت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط