{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در گوش پاییز از برگ گفتم

در گوش پاییز از برگ گفتم
که سبزه هنوزم
تو مرداد دستات نشستم
که عشقو بسازم، بسوزم
.
.
.
تو ماه زیبای روی زمینی.
تو قلب من باش تا که بفهمی
چه دلبرانه به دل میشینی
.
تو جای من باش تا باورت شه
تو چشم من باش تا که ببینی
که چشمای تو چه کرده با من
دیدگاه ها (۵)

از عشق در جهان گرمی ها وز شیر جفاش در وفا نرمی ها..تا زمان م...

خبرت هست که دلتنگ نگاهت شده ام بی قرار تو و چشمان خمارت شده...

پیش از من و تو لیل و نهاری بوده است گردنده فلک نیز بکاری بو...

این کوزه چو من عاشق زاری بوده است در بند سر زلف نگاری بوده ...

p4𖤐𖤐𖤐𖤐ویو ویلیام از اتاق اومدم بیرون که دوست پسر سابقم رو دی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط