{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌     

‌     
دلم آغوشِ تو را ميخواهد!
نَـه لحظه...
نَـه دقيقه اى
نَـه يك ساعتى...
شب تا صبح نفس بكشم شانه هايت را
نفس بكشى موهاى بهم ريخته ام را

💙

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۰)

ماییم و حسرتی که علاجش نمی‌کندصد روزِ وصلِ از شبِ هجران دراز...

همه چیز...از یک دوست داشتنِ سادهشروع شد! تو گفتی : "دوستت دا...

نمی دانم زندگی تو را برای کدام روزِ مبادای منکنار گذاشته ؟!چ...

ازش پرسیدم پدر جان آدم برای رفتن چقدر باید مطمئن باشد؟ گفت :...

شعری از ویل :نه از بیم دوزخ ، نه شوق بهشت تو خوده قبله ای در...

چگونه من را هوایی کرده ای ودر آسمان دلم جا خوش کرده ای؟خبر د...

«دلم نمی‌آید فراموشت کنم،نه اینکه نتوانم،نه اینکه ممکن نباشد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط