«یوهوو بزن بریم!»
«یوهوو بزن بریم!»
۵
هنوزم ویو لکسی:
نفسش قطع میشود.
انگار برای اولین بار توی زندگیش جواب ندارد.
خیلی آرام دستم را از توی دستش بیرون میکشم.
اما به جای دور شدن، انگشتهایم را در یقهی پیراهنش فرو میبرم.
«من از بچگی فقط یه نفر رو داشتم.»
«تو بودی.»
نه بابام. نه مامانم. نه هیچکس دیگه.»
نگاهش میلغزد به لبهایم.
خیلی کوتاه.
ولی من میبینمش.
«جونگین…»
اسمش را آهسته میگویم.
خطرناکتر از هر تهدیدی که تا حالا کردم.
دستش را میآورد بالا.
برای یک لحظه فکر میکنم میخواهد صورتم را بگیرد.
اما فقط موهای پشت گوشم را مرتب میکند.
فاصله را حفظ میکند.
همیشه فاصله را حفظ میکند.
زمزمه میکند:
«شش روز مونده»..
«اگه تا قبلش نظرت عوض شد… فقط کافیه بهم بگی.»
با همان صدای لرزانم میگویم،:
«چی رو بگم؟»
در جواب فقط لبخند میزند،
قبل از بلند شدن، خیلی آرام پیشانیاش را یک لحظه به پیشانیام تکیه میدهد
جونگین: « سولار، من همیشه اینجام.»
نجوا میکند:
«حتی اگه مجبور شم از ته سالن عروسی نگاهت کنم.»
بعد از چند لحظه من میمانم و
فکر هایی که در سرم میگوید :
ما ، چطور به اینجا رسیدیم؟..
راستی من آلزایمر دارم سنشون رو نگفتم🤧😔
لکسی ۲۰ سالشه،
جونگین۲۲ سالشه
(حمایت شدید پلیز، کامنتا رو بترکونید💅🫠)
#کتاب #خردم_کن #کیپاپ #مود #خنده #پادشاه_پریان #بنگتن #استری_کیدز #کیدراما #بلک_پینک #کنجی #کنجی_کیشیموتو
#جولیت #رهایم_کن #ویرانم_کن #شعله_ورم_کن #book
#سنگدل #موسیقی #اکسپلور #هوانگ_هیونجین #فیلیکس #جونگکوک #جونگین #بنگچان #نامجون #تهیونگ #سونگمین #هان_جیسونگ #لینو #لیسا #چانگبین #جیمین #یونگی #این_دریا_طغیان_خواهد_کرد
#فیک
#فیکشن
۵
هنوزم ویو لکسی:
نفسش قطع میشود.
انگار برای اولین بار توی زندگیش جواب ندارد.
خیلی آرام دستم را از توی دستش بیرون میکشم.
اما به جای دور شدن، انگشتهایم را در یقهی پیراهنش فرو میبرم.
«من از بچگی فقط یه نفر رو داشتم.»
«تو بودی.»
نه بابام. نه مامانم. نه هیچکس دیگه.»
نگاهش میلغزد به لبهایم.
خیلی کوتاه.
ولی من میبینمش.
«جونگین…»
اسمش را آهسته میگویم.
خطرناکتر از هر تهدیدی که تا حالا کردم.
دستش را میآورد بالا.
برای یک لحظه فکر میکنم میخواهد صورتم را بگیرد.
اما فقط موهای پشت گوشم را مرتب میکند.
فاصله را حفظ میکند.
همیشه فاصله را حفظ میکند.
زمزمه میکند:
«شش روز مونده»..
«اگه تا قبلش نظرت عوض شد… فقط کافیه بهم بگی.»
با همان صدای لرزانم میگویم،:
«چی رو بگم؟»
در جواب فقط لبخند میزند،
قبل از بلند شدن، خیلی آرام پیشانیاش را یک لحظه به پیشانیام تکیه میدهد
جونگین: « سولار، من همیشه اینجام.»
نجوا میکند:
«حتی اگه مجبور شم از ته سالن عروسی نگاهت کنم.»
بعد از چند لحظه من میمانم و
فکر هایی که در سرم میگوید :
ما ، چطور به اینجا رسیدیم؟..
راستی من آلزایمر دارم سنشون رو نگفتم🤧😔
لکسی ۲۰ سالشه،
جونگین۲۲ سالشه
(حمایت شدید پلیز، کامنتا رو بترکونید💅🫠)
#کتاب #خردم_کن #کیپاپ #مود #خنده #پادشاه_پریان #بنگتن #استری_کیدز #کیدراما #بلک_پینک #کنجی #کنجی_کیشیموتو
#جولیت #رهایم_کن #ویرانم_کن #شعله_ورم_کن #book
#سنگدل #موسیقی #اکسپلور #هوانگ_هیونجین #فیلیکس #جونگکوک #جونگین #بنگچان #نامجون #تهیونگ #سونگمین #هان_جیسونگ #لینو #لیسا #چانگبین #جیمین #یونگی #این_دریا_طغیان_خواهد_کرد
#فیک
#فیکشن
- ۵۱۱
- ۲۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط