{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با گریه از بغل اون زمین و اون کمدت و راه پله رد شدم و تمر

با گریه از بغل اون زمین و اون کمدت و راه پله رد شدم و تمرین کردم .......
دیدگاه ها (۳)

خیلی دور.....

ببخشید که این چندوقت نیستم .. ممنون که تنهام نزاشتید .. دروا...

خیلی برام سخته که برم خیلیی خیلی سخته که برم ولی وقتی جفتمون...

خب توی تیکتاک دیدم که همه پست میزارن و این سوالو میپرسن که ب...

بعد از رفتن حضرت آقا یتیم شدمدختر شهید پوریا احمدی‌: اون لحظ...

🌹دختر شهید پوریا احمدی: بعد از رفتن حضرت آقا یتیم شدم♦️اون ل...

من نیاز به بغل داشتم... ولی تا صبح گریه کردم... :))

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط