Daimond or love
part =12
مجبور شدم که باهاشون در گیر شم ..
ایون :زود از اینجا برو (روب ه نرسا )
نرسا :نه (نگران )
ایون :گفتم بروو(عربده)
دیدم نرسا از کلاب خارج شد دو نفر رفتن دنبالش ولی نزاشتم تقریبا از ۲۰ نفر ۱۵ نفر داغون شده بودن دیگه جون نداشتم تا اینکه ....
کوک :بسه(پوزخند)
ایون : عوضی تو یه عوضی
کوک : فک کردی ندونستم تو اون خدمتکاری نقشه خوبی بود ولی الان باهات یه کار دیگع دارم
ایون : ول یمن باهات کاری ندارم
کوک :اشتباه فک کردی که اگه اون فلش رو ذوب کنی من نمیفهمم
این از کجا میدونست؟!!
کوک :اون پرینت هایی هم که از فلش گرفتی رو هم دارم
ایون :(عصبی)
خوب که چی میخوای چیکار کنی ؟؟
کوک : شنیدم به جونسو گفتی که میخوای ۳ روز منشی موزه اش باشی من فقط میخوام انتقام بگیرم و اونم اینکه الماس رو از چنگ یکی در بیارم حتی اون الماس رو هم نمیخوام فقط دنبال انتقامم
ایون :داری دروغ میگی !
کوک : اگه میخوای زود به الماس برسی و منم به انتقامم باید باهم همکاری کنیم ..
ایون ویو
باورم نمیشع..
نمیتونممم باور کنم میخواد باهام همکاری کنه ...
ولی این باعث میشه زودتر به الماس برسم ......نه شاید کلکی داشته باشه
ایون : نه نمیخوام
کوک : باشه برو تو خونت و یه نگاهی به اتاق مخصوصت بندا ببین چیا هست و نیس
چی ...
منظورش چیع!!
ایون :که چی چرا این حرف و میزنی ...
کوک : .....
مجبور شدم که باهاشون در گیر شم ..
ایون :زود از اینجا برو (روب ه نرسا )
نرسا :نه (نگران )
ایون :گفتم بروو(عربده)
دیدم نرسا از کلاب خارج شد دو نفر رفتن دنبالش ولی نزاشتم تقریبا از ۲۰ نفر ۱۵ نفر داغون شده بودن دیگه جون نداشتم تا اینکه ....
کوک :بسه(پوزخند)
ایون : عوضی تو یه عوضی
کوک : فک کردی ندونستم تو اون خدمتکاری نقشه خوبی بود ولی الان باهات یه کار دیگع دارم
ایون : ول یمن باهات کاری ندارم
کوک :اشتباه فک کردی که اگه اون فلش رو ذوب کنی من نمیفهمم
این از کجا میدونست؟!!
کوک :اون پرینت هایی هم که از فلش گرفتی رو هم دارم
ایون :(عصبی)
خوب که چی میخوای چیکار کنی ؟؟
کوک : شنیدم به جونسو گفتی که میخوای ۳ روز منشی موزه اش باشی من فقط میخوام انتقام بگیرم و اونم اینکه الماس رو از چنگ یکی در بیارم حتی اون الماس رو هم نمیخوام فقط دنبال انتقامم
ایون :داری دروغ میگی !
کوک : اگه میخوای زود به الماس برسی و منم به انتقامم باید باهم همکاری کنیم ..
ایون ویو
باورم نمیشع..
نمیتونممم باور کنم میخواد باهام همکاری کنه ...
ولی این باعث میشه زودتر به الماس برسم ......نه شاید کلکی داشته باشه
ایون : نه نمیخوام
کوک : باشه برو تو خونت و یه نگاهی به اتاق مخصوصت بندا ببین چیا هست و نیس
چی ...
منظورش چیع!!
ایون :که چی چرا این حرف و میزنی ...
کوک : .....
- ۹.۳k
- ۲۸ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط