{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آدمیزاد تو یه سنی یه قبر میکنه آرزوهاشو

- آدمیزاد تو یه سنی یه قبر می‌کنه آرزوهاشو
می‌ریزه توش و میشینه به نگاه کردن !
‹‍ باور کنید حال سوگواری‌ام نداره بهت‌زده
به مرگ آرزوهاش زل می‌زنه گیج و منگ !
می‌دونه هم ك دیگه نمیشه . . ›
به قول فروغ فرخزاد ك میگه : ‹‍ چه می‌شود
کرد مگر می‌شود دنیا را پاره کرد و از تویش
خوشبختی درآورد ! همین است ك هست :)
دیدگاه ها (۸)

از یجایی غمگین نمینویسی،با هیچکس راجع به غمت صحبت نمیکنی، خی...

مغزم، مغزم درد می‌کند از حرف زدنچقدر حرف زده‌ام، چقدر در ذهن...

جنگ تموم نشده ک هنوز تو خونه ما هرشب مامان مارو با آتیش حرفا...

از اول هم میدونست آخر این بازی پشیمونیه ولی دل به دریا زد. م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط