ای ز عشقت این دل دیوانه خوش

ای ز عشقت این دل دیوانه خوش
جان و دردت هر دو در یک خانه خوش

گر وصال است از تو قسمم گر فراق
هست هر دو بر من دیوانه خوش
دیدگاه ها (۰)

آن کیمیا که میطلبی، یارِ یکدل استدردا که هیچگه نتوان یافت، آ...

برف را دوست دارم ...چون فقط با برف می شود آدمی ساخت که هم در...

نمی‌توانم تاریخی را دوست بدارمکه تنهابوی پیکر و گیسوی سوخته‌...

هنوز وقتی بارون ؛ تو کوچه میبارهدلم غصه داره ؛ دلم بی قراره ...

بازی زلف تو امشب به سر شانه ز چیست؟خانه بر هم زدن این دل دیو...

عشق تویی یار تویی جان تویی گر بروی من چه کنم در غم فراق تو ا...

توبه کردم که دگر شعر نگویم ز فراق ؛این دل توبه‌شکن.. بی تو س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط