باور کن

باور کن
من با دلم
به توافق رسیده ام
دیگر
دل‌ نخواهم بست
به دلبستگی‌های معلق
وقتی‌ خدا هم
با احساسم
بازی می‌کند
لحظه لحظه سکوت
از تنم بالا می‌‌رود
و بغض بغض
در من ذوب می‌‌شود
من زخمهای پاییزی به تن‌ دارم
که برگ‌هایش دائم
در من خش خش می‌‌کند
چه تماشای غریبیست
غروب تنهاییم
چه دلداده رفیقی
که از این همه خاکستر
گردو غبار هم راه نینداخته…
دیدگاه ها (۲)

سکـــــوتــــــــــ…زیبــــاتــریـن حـــــرفی اســت کـه بـرا...

هر صبح با خودت تکرار کن:خدای عزیزممن امروز بیدار شدمسلامتمزن...

وقتى با یک دستنقاب هایشان را نگه داشته اندو با دست دیگرکلاه ...

واقعا چه فایده؟بالای خط فقر باشی و زیر خط فهم!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط