Crown~
Crown~
P27
همینطوری تو فکر بود که از کجا استارت نقشه رو بزنه و متوجه صدای کوبیده شدن در نشده بود
به خودش اومد و گفت: بله بفرمایید
هیلمن وارد شد و یه مرد نسبتا ۲۳ ساله با کلی پرونده تو دستش وارد اتاق شدن
دیار برای ادای احترام از جاش بلند شد
هیلمن ادامه داد؛
هیلمن:خب خانوممیلان، میتونم میا صداتون کنم؟
دیار:بله حتما
هیلمن: خب میا، اینا دسته پرونده هایی هستن که بهتره بخونی تا با روال کارت اشنا بشی، بعد اینکه خوندی برام یه خلاصه از کلشون از زبان خودت بنویس
منتظرم
دیار: حتما اقای هیلمن هرچه زودتر براتون میارم
هیلمن:خوبه، موفق باشی
مرد پشت سرش پرونده هارو گذاشت روی مییز و دنبال هیلمن از اتاق خارج شد.
دیار یه "هوف" سر داد و نشست رو صندلیش
اولین پرونده رو دستش گرفت و خوند تا ببینه قضیه از چی قراره
بعد یدور چشمی نگا کردن کلمات پرونده ها یه نیشخند گوشه لبش نشست؛
............
اینارو که حفظم چرا بخونم، فقط خلاصه رو بنویسیم بدیم بره
P27
همینطوری تو فکر بود که از کجا استارت نقشه رو بزنه و متوجه صدای کوبیده شدن در نشده بود
به خودش اومد و گفت: بله بفرمایید
هیلمن وارد شد و یه مرد نسبتا ۲۳ ساله با کلی پرونده تو دستش وارد اتاق شدن
دیار برای ادای احترام از جاش بلند شد
هیلمن ادامه داد؛
هیلمن:خب خانوممیلان، میتونم میا صداتون کنم؟
دیار:بله حتما
هیلمن: خب میا، اینا دسته پرونده هایی هستن که بهتره بخونی تا با روال کارت اشنا بشی، بعد اینکه خوندی برام یه خلاصه از کلشون از زبان خودت بنویس
منتظرم
دیار: حتما اقای هیلمن هرچه زودتر براتون میارم
هیلمن:خوبه، موفق باشی
مرد پشت سرش پرونده هارو گذاشت روی مییز و دنبال هیلمن از اتاق خارج شد.
دیار یه "هوف" سر داد و نشست رو صندلیش
اولین پرونده رو دستش گرفت و خوند تا ببینه قضیه از چی قراره
بعد یدور چشمی نگا کردن کلمات پرونده ها یه نیشخند گوشه لبش نشست؛
............
اینارو که حفظم چرا بخونم، فقط خلاصه رو بنویسیم بدیم بره
- ۱۲۲
- ۰۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط