{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می خواستم لب باز کنم و بگویم که چقدر تشنه ام، آنقدر که زب

می خواستم لب باز کنم و بگویم که چقدر تشنه ام، آنقدر که زبان در کامم…اما به جای کلمات اشک بود که از گوشه ی چشمم سرازیر شد …😢🖤
دیدگاه ها (۰)

امشب به روی مرتضی، لب های زهرا خنده کردآن دل گر از غم مرده ب...

شیعه یعنی غدیر.....اگر غدیر احیاء میشداگر مردم غدیر را فرامو...

شهید ابوالفضل بهاروندمحل شهادت :----------بسم رب الشهدا و ال...

*🐹: «دیروز با جونگکوک، یا شاید هم پریروز، مدت زیادی توی اتاق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط