{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میخندم ...

میخندم ...
زیرا چشمانم دگر طاقت گریه ندارد..💔
#فلسطین_پاره_تن_اسلام_است
دیدگاه ها (۸)

- گذرم تا به در خانه‌ات افتاد حسینخانه‌آباد شدم خانه‌ات آباد...

سردارحاجی‌زاده و #نوه شون رئیفا 🥀بابا دخترم یکسال‌ش شدهکجایی...

#حسبی_الله_ونعم_الوکیل😭

#حسبی_الله_و_نعم_الوکیل #غزه ❤️‍🩹😭😭😭#فلسطين❤️‍🩹😭😭😭

من دگر طاقت ندارم .من میخواهم زود بیام آقای من

از اشک هایم خسته شده بودم، مرا سوزاند و پلک هایم سوخت. اشک چ...

خاطرات خیلی عجیبن ؛ گاهی میخندم به روز هایی که گریه میکردم ،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط