یک شب در قآیق کوچک بودم که نگآهم بر آسمآن

یـک شـب در قـآیـقـي کـوچـک بـودم کـه نـگـآهـم بـر آسـمـآن افـتـآد بـآ خـودم گـفـتـم ایـن زیـبـآ تـریـن چـیـزي اسـت کـه مـن تـآ بـه حـآل دیـده ام ولـي بـعـد یـآد چـشـمـآن او افـتـآدم ! چـشـمـآنـی زیـبـآ تـر از آسـمـآن !
@ابـــدي
دیدگاه ها (۰)

حیح😛🥀

نمیدونم چیبگممم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط