بدون تعارفترین جمله دریابان پاسدار شهید تنگسیری اگر ه
🎥 بدون تعارفترین جمله دریابان پاسدار شهید تنگسیری: اگر همهمان جانمان را برای کشورمان و ملت بدهیم، افتخار میکنیم؛ اما حاضر نیستیم دشمن حتی یک وجب به آبهای کشورمان وارد شود.
🔹هرکس به آبهای کشورمان تعدی کند، تودهنی خواهد خورد.
🌷 با شهادت، بیشماریم!
🔅 روایت
«موته» اولین جنگ با امپراطوری روم شد!
امیر عربهای مسیحی در غسّان، سفیر تبلیغی پیامبر (حارث بن عمیر) برای دعوت به اسلام را کشت!
سفیرکُشی در دنیای قدیم هم زشت و ننگ بود.
پیامبر سپاهی ۳هزار نفری فرستاد. شرحبیل (امیر غسّان) از روم کمک خواست و عملا جنگ، با «امپراطوری روم» شد!
پیامبر(ص) برای فرماندهی، سه نفر جانشین از هم معلوم کرده بود:
فرمانده اول: زید بن حارثه فرزند خوانده محبوبش؛ که از ۸سالگی نزدش بزرگ شده بود. شهید شد...!
فرمانده دوم: محبوب دیگر رسول خدا(ص) بود. زعیم مهاجران حبشه، که تازه برگشته بودند. قبل از علی اکبر حسین(ع) _به تصریح خود پیامبر(ص)_ خَلقاً و خُلقاً شبیه پیامبر بود! «جناب جعفر» فرزند ابو طالب و برادر امیرالمومنین(ع). او هم شهید شد؛ آن هم چه شهادتی!
اول دست راستش قطع شد، پرچم به دست چپ گرفت، آن هم قطع شد به سینه چسباند و آنقدر پایداری کرد تا با بیش از ۹۰ زخم تیر و شمشیر شهید شد. لقب «جعفر طیّار» و «ذوالجناحین» گرفت؛ چون خدا دو بال بجای دو دست در بهشت به او دارد.
فرمانده سوم: عبدالله بن رواحه بود از نقبای ۱۲گانه پیامبر(ص) قبل از مهاجرت حضرت به مدینه بود. صاحب بیان، شعر و رجز سرا هم بود و در همه میادین قبل و بعد هجرت نقش آفرین.
جانشین جعفر طیّار بود و شهید شد!
موته، سرآغاز فتوحات اسلامی در روم شد. لشکر معروف اسامه در ماه آخر عمر پیامبر به «همان موته» اعزام بود. «اسامه»، جوان ترین فرمانده اسلام، فرزند همان زید بن حارثه فرمانده شهید موته بود!
شهادت عجیب جعفر، «سلسله جعفرها» را در شهدا رقم زد؛ ابالفضل در کربلا و...
شهادت نقیب، نقابت و حلقه میانی را قداست داد تا «موجب ولائها» و «زمینه ساز ولایت ها» در تاریخ شوند.
🔅 درایت
شهادت فن آوری ای اجتماعی در افق مُلک و ملکوت است؛ یک لنگه آن در ملکوت و «نزد خدایی» است و یک لنگه آن در مُلک و «نزد مایی»!
رمز نامیرا بودن شهید همین است.
همه روح ها زنده اند؛ اما زنده بودن شهید، تصرفش در عالم مُلک است؛ که قرآن «اَحیاء» می خواند.
تصرفش در عالم مُلک هم عجیب است، در «عالم انسانیِ» دنیاست؛ نه جمادی و حیوانی اش!
«خود» را در ما امتداد می دهد؛ نه جایمان بجنگد! (یستبشرون بالذین لم یلحقوا بهم)
پس انگار مجاهد با شهادت، روئین تن می شود!
مکتبی که شهادت دارد، پیروز است.
فرماندهی را بزنند، جانشینی دارد + خود او؛ جانشینش را بزنند، جانشینی دارد + آن دو!
دسترسی به پادگان ملکوت (جنود مُجنّده) فقط در اختیار این مکتب است.
هیچ بمب سنگر شکنی هم به «جنود مجنّده» نمی رسد.
ما بیشماریم!
✍🏻 محسن قنبریان ۱۴۰۵/۱/۶
☑️ @m_ghanbarian
🌐 @Rahe_Dialameh
🔹هرکس به آبهای کشورمان تعدی کند، تودهنی خواهد خورد.
🌷 با شهادت، بیشماریم!
🔅 روایت
«موته» اولین جنگ با امپراطوری روم شد!
امیر عربهای مسیحی در غسّان، سفیر تبلیغی پیامبر (حارث بن عمیر) برای دعوت به اسلام را کشت!
سفیرکُشی در دنیای قدیم هم زشت و ننگ بود.
پیامبر سپاهی ۳هزار نفری فرستاد. شرحبیل (امیر غسّان) از روم کمک خواست و عملا جنگ، با «امپراطوری روم» شد!
پیامبر(ص) برای فرماندهی، سه نفر جانشین از هم معلوم کرده بود:
فرمانده اول: زید بن حارثه فرزند خوانده محبوبش؛ که از ۸سالگی نزدش بزرگ شده بود. شهید شد...!
فرمانده دوم: محبوب دیگر رسول خدا(ص) بود. زعیم مهاجران حبشه، که تازه برگشته بودند. قبل از علی اکبر حسین(ع) _به تصریح خود پیامبر(ص)_ خَلقاً و خُلقاً شبیه پیامبر بود! «جناب جعفر» فرزند ابو طالب و برادر امیرالمومنین(ع). او هم شهید شد؛ آن هم چه شهادتی!
اول دست راستش قطع شد، پرچم به دست چپ گرفت، آن هم قطع شد به سینه چسباند و آنقدر پایداری کرد تا با بیش از ۹۰ زخم تیر و شمشیر شهید شد. لقب «جعفر طیّار» و «ذوالجناحین» گرفت؛ چون خدا دو بال بجای دو دست در بهشت به او دارد.
فرمانده سوم: عبدالله بن رواحه بود از نقبای ۱۲گانه پیامبر(ص) قبل از مهاجرت حضرت به مدینه بود. صاحب بیان، شعر و رجز سرا هم بود و در همه میادین قبل و بعد هجرت نقش آفرین.
جانشین جعفر طیّار بود و شهید شد!
موته، سرآغاز فتوحات اسلامی در روم شد. لشکر معروف اسامه در ماه آخر عمر پیامبر به «همان موته» اعزام بود. «اسامه»، جوان ترین فرمانده اسلام، فرزند همان زید بن حارثه فرمانده شهید موته بود!
شهادت عجیب جعفر، «سلسله جعفرها» را در شهدا رقم زد؛ ابالفضل در کربلا و...
شهادت نقیب، نقابت و حلقه میانی را قداست داد تا «موجب ولائها» و «زمینه ساز ولایت ها» در تاریخ شوند.
🔅 درایت
شهادت فن آوری ای اجتماعی در افق مُلک و ملکوت است؛ یک لنگه آن در ملکوت و «نزد خدایی» است و یک لنگه آن در مُلک و «نزد مایی»!
رمز نامیرا بودن شهید همین است.
همه روح ها زنده اند؛ اما زنده بودن شهید، تصرفش در عالم مُلک است؛ که قرآن «اَحیاء» می خواند.
تصرفش در عالم مُلک هم عجیب است، در «عالم انسانیِ» دنیاست؛ نه جمادی و حیوانی اش!
«خود» را در ما امتداد می دهد؛ نه جایمان بجنگد! (یستبشرون بالذین لم یلحقوا بهم)
پس انگار مجاهد با شهادت، روئین تن می شود!
مکتبی که شهادت دارد، پیروز است.
فرماندهی را بزنند، جانشینی دارد + خود او؛ جانشینش را بزنند، جانشینی دارد + آن دو!
دسترسی به پادگان ملکوت (جنود مُجنّده) فقط در اختیار این مکتب است.
هیچ بمب سنگر شکنی هم به «جنود مجنّده» نمی رسد.
ما بیشماریم!
✍🏻 محسن قنبریان ۱۴۰۵/۱/۶
☑️ @m_ghanbarian
🌐 @Rahe_Dialameh
- ۱.۷k
- ۱۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط