{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز در اندیشه ی تو شبم سحر شد...

باز در اندیشه ی تو شبم سحر شد...
دیدگاه ها (۱۷)

🌿 بر انگشتر انوشیروان حکاکی شده بود:«بِه مِه نه مِه بِه»شایس...

خبر از قیمت هر بوسه که میداد نداشت...

"نبودنت، مثل زخمِ کهنه‌ای‌ستکه هر شب، با خاطره‌ای تازه باز م...

«در این راهِ بی‌راهه، ما فقط برای دیدن تو برگشتیم...»«باز آم...

اگه ایشون استادمون بود من شبم تو دانشگاه میخوابیدم😹

باز این چه شورش است...ای‌ایرانای‌مرز‌پرگهرای‌خاکت‌سر‌چشمه‌هن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط