نمیدانم عاشق چشمانت شدم یا لبخندت صدایت یا آن طرز نگاهی
نمیدانم عاشق چشمانت شدم یا لبخندت ، صدایت یا آن طرز نگاهی که ، جهان زیر پایم را زیر و رو میکند ؛
راستش را بخواهی حتی نمیدانم از کجا شروع شد ، از کدام لحظه ، کدام حرف ، کدام سکوت ، کدام فریاد ؛
فقط میدانم که بی هیچ دلیل منطقی ، بی هیچ نشانه مشخصی ، دلم افتاد به دام نامعلوم بودنت...
ومن...من فقط عاشقت شدم ، نه برای چیزی ، نه بخاطر چیزی ، فقط برای خودت ، برای همان حضوری که بی هیچ توضیحی ، برایم همه چیز شد ....
"یلدا"
راستش را بخواهی حتی نمیدانم از کجا شروع شد ، از کدام لحظه ، کدام حرف ، کدام سکوت ، کدام فریاد ؛
فقط میدانم که بی هیچ دلیل منطقی ، بی هیچ نشانه مشخصی ، دلم افتاد به دام نامعلوم بودنت...
ومن...من فقط عاشقت شدم ، نه برای چیزی ، نه بخاطر چیزی ، فقط برای خودت ، برای همان حضوری که بی هیچ توضیحی ، برایم همه چیز شد ....
"یلدا"
- ۴.۳k
- ۰۳ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط