او به من گفت تویی زندگانیم
.
او به من گفت تویی زندگانیم:
کدام عاقل کند ترک، زندگانی اش؟
او به من گفت خنده هایم لحظات شیرینشست:
پس چرا تلخ کرد اوقات خوبش را؟
او به من گفت متصلست نفس هایمان:
پس چگونه قطع کرد نفسهایمان؟
او به من گفت مرا حیات بخشیدی:
پس چطور دست کشید از حیاتش؟
مرا معشوقه خواندی عزیزترینم:
ولی حالا کجایی؟ دزیره!
او به من گفت تویی زندگانیم:
کدام عاقل کند ترک، زندگانی اش؟
او به من گفت خنده هایم لحظات شیرینشست:
پس چرا تلخ کرد اوقات خوبش را؟
او به من گفت متصلست نفس هایمان:
پس چگونه قطع کرد نفسهایمان؟
او به من گفت مرا حیات بخشیدی:
پس چطور دست کشید از حیاتش؟
مرا معشوقه خواندی عزیزترینم:
ولی حالا کجایی؟ دزیره!
- ۲۹۷
- ۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط