{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو میتوانستی به چشمانم نگاه کنی و گلویم را ب

" تـو مـی‌تـوانستـی بـه چشمـانم نگـاه کنـی و گلویـم را بـا چـاقـوی تیـز ببـری ،
و مـن مـی‌توانسـتم در آخـرین نفـس از تـو بـه خـاطر خـونی شـدن دسـت هایـت معـذرت بخـواهم. . . "
_نویسنده ماه
دیدگاه ها (۰)

روزای درناکو شبای غمیگین نخواستی بمونی از اینجا رفتیم سیاه س...

چشمات؟ برای چشمات خیلی نوشتم..چشمات،چشمات،چشمات..دریای شب من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط