غنچه با دل گرفته گفت

غنچه با دلِ گرفته گفت:
زندگی لب زِ خنده بستن است،
گوشه‌ای درونِ خود نشستن است...!
گل به خنده گفت:
زندگی شکفتن است!
با زبانِ سبز، راز گفتن است...!
گفت‌ و گوی غنچه و گل،
از درون باغچه باز هم به گوش می‌رسد...
تو چه فکر می‌کنی؟
راستی کدام یک درست گفته‌اند؟
من که فکر می‌کنم،
گل به رازِ زندگی اشاره کرده است...
هر چه باشد او گل است...
گل، یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است!...
دیدگاه ها (۲)

همیشه حواست باشه که وقت و انرژیت رو داری کجا صرف میکنی

دور خودت دایره ای بکشدایره ای به وسعتِ بیخیال بودن ...دایره ...

همیشه که نباید همه چیز ، خوب باشد !در دلِ مشکلات است که آدم ...

اما چه باید گفت..........

در پردۀ اسرار کسی را ره نیستزین تعبیه، جانِ هیچ‌کس آگه نیست#...

..... ز #دانایان بوَد این نکته مشهورکه #دانش در کُتب، داناست...

چپتر ۵ _ نقشهاوایل دانشگاه، لیندا خودش را مثل یک سایه نگه می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط