{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از من چی ساختی تو ذهنت که داری میلرزی

_از من چی ساختی تو ذهنت که داری میلرزی؟
+نمیلرزم
_دستات و مشت کردی، با ترس نفس میگیری و صدای بازدمت میلرزه و طوری صاف نشستی انگار زیرش یه تیغه از اسلحست و.....
+کافیه
_پس ازم میترسی! پس کی قراره برای کسی ارامش باشم تا ترس؟
یکی از غمگین ترین افکارش رو که حتی بلند برای خودش هم تکرار نکرده بود به زبون اورد!

#اسلحه
#ویکوک
دیدگاه ها (۰)

به لبخند غم دار تو.....

توی گلومون عربده بود، ولی صدامون و کم کردیم.... میدونم! تو ق...

رمان از یخ تا آتش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط