{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🎤My Dream 🌹

🎤My Dream 🌹

Part ⁸


هوبی : خب از این به بعد باید برات مهم باشه و جشن بگیری.
ایزابل 🌹 جشن که تنهایی نمیشه .
جین : کی گفته تنهایی از این به بعد ما پیشتیم .
ایزابل 🌹 همیشه بودین .(لبخند)
یونگی 🎤 منظورت چیه؟
ایزابل 🌹 خب من خیلی وقته ارمیم و واقعا میگم تنها کسایی که پیشم بودن و بهم امید میدادن و الگوی زندگیم بودن شما ها بودین . هر موقع از چیزی ناراحت میشدم یا خوشحال میشدم میومدم سراغ شما .(لبخند)
جیمین : واقعا ارمی بودی ؟ بایست کیه؟
نمیدونستم چی جواب بدم ؟بگم یونگیه؟بقیه اعضا ناراحت نشن یوقت؟
تهیونگ : زود باش دیگه بایست کیه؟
ایزابل 🌹 خب بایسم ....
ناخود اگاه چشمامو بستم و سریع گفتم
ایزابل 🌹 بایسم مین یونگیه .
لای چشمامو باز کردم و به اعضا نگاه کردم که نگاهم رفت سمت یونگی که با لبخند ریزی داشت بهم نگاه میکرد.
نامجون : خوبه پس میری خونه یونگی .
کوک : وایسا ببینم یعنی بقیه مونو دوست نداری ؟ فقط یونگی هیونگو دوست داری؟
ایزابل 🌹 نه نه کی همچین حرفی زده ؟ من همتونو به یه اندازه دوست دارم .
همینطور که حرف میزدیم به پارکینگ رسیدیم و از اسانسور خارج شدیم .
هوبی : خب چطوری ارمی شدی؟
ایزابل 🌹 راستش داستان ارمی شدن من یکم از نظر خودم عجیبه و طولانیه.چون تیکه تیکه درموردتون تحقیق میکردم و بعد کلا فراموش میکردم .
جین : بیاید سوار ماشین شیم تا ایزابل داستانشو تعریف کنه .
همگی سوار ون شدیم .
یونگی 🎤 من رانندگی میکنم .
هممون تایید کردیم که یونگی نشست پشت فرمون .
.......
ادامه دارد

شرط
²⁰ لایک
²⁰ کامنت
⁵ بازنشر
دیدگاه ها (۲)

🎤My Dream 🌹 Part ⁷ یونگی 🎤همه ایرانیا همینقدر خوشگلن ؟با حرف...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁵⁵اروم با قلبی که به شدت تند میزد...

🎤My Dream 🌹 Part ⁶که ... باورم نمیشه ... واقعیه؟یعنی بالاخره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط