𝓜𝓪𝓱𝓯𝓮𝓵.
𝓜𝓪𝓱𝓯𝓮𝓵.
عزیز ترین آغوشِ من،
خیلی وقتها فکر میکنم، تمامِ روزهای سخت، تمامِ غروبهایی که بیصدا نشستم و تماشا کردم که نور از زمین میرود، فقط بهانهای بودهاند برای اینکه وقتی تو آمدی، بدانم جبران یعنی چه.
تو آمدی که به من ثابت کنی، گذشته، فقط یک راهِ طولانی بوده برای رسیدن به این نقطه؛ به تو.
برایِ هر شبِ بیخوابی، یک صبحِ روشن داری؛ برای هر خستگی، یک دلگرمیِ بیصدا.
و من، حالا میدانم که شاید تمامِ تلخیها، به اندازهی یک لبخندِ تو، ارزش داشتهاند.
عزیز ترین آغوشِ من،
خیلی وقتها فکر میکنم، تمامِ روزهای سخت، تمامِ غروبهایی که بیصدا نشستم و تماشا کردم که نور از زمین میرود، فقط بهانهای بودهاند برای اینکه وقتی تو آمدی، بدانم جبران یعنی چه.
تو آمدی که به من ثابت کنی، گذشته، فقط یک راهِ طولانی بوده برای رسیدن به این نقطه؛ به تو.
برایِ هر شبِ بیخوابی، یک صبحِ روشن داری؛ برای هر خستگی، یک دلگرمیِ بیصدا.
و من، حالا میدانم که شاید تمامِ تلخیها، به اندازهی یک لبخندِ تو، ارزش داشتهاند.
- ۷۷۶
- ۱۳ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط