{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بلاخره باید یک روز دست از این فکر که در همه حال مطلوب و ...

بلاخره باید یک روز دست از این فکر که در همه حال مطلوب و محبوبِ دیگران باشیم فاصله بگیریم و به ندای قلب و احساس و روحیاتِ خودمان جآنانه گوش بسپاریم !
عاشق آدمها بودن همیشه دلچسب است،موردِ علاقه بودن در واژه و عبارات نمی گنجد اما ما نیامده ایم که شخصیتِ موردِ علاقه ی زندگی دیگران باشیم ، دائماً با این دلهره و اضطراب دست و پنجه نرم کنیم که حواسم باشد یک وقتی و جایی چیزی بر خلاف میل بقیه نگویم ، عقایدم را راحت و منطقی و نه با جدل! بیان نکنم، مراقب باشم که دست به مخالفت نزنم ،که نکند یک وقتی موردِ پذیرش قرار نگیرم یا در نگاهشان دوست داشتنی جلوه نکنم و فرد یا افرادِ دیگری را بر من ارجح تر بدانند!
پس علاقمندی های خودم چه می شود؟! اهداف و آرزوها و سبکِ ایده آلِ موردِ پذیرشِ و دلخواهِ من در کجای روزگار و روزمرگی های من نقش ایفا می کند و ابتکارِ عمل را به دست می گیرد؟!
جسارت و شجاعت و پذیرشِ تمام عیارِ خود منافاتی با عشق ورزیدن و احترام به انسانها ندارد ، می توان آدمها را دوست داشت اما بعضی از عقایدشان را نپذیرفت، می شود نهایتِ احترام را نسبت به آدمها قائل بود اما از عقیده ی منطقی و درستِ خود دفاع کرد و جانبِ حق را گرفت ، می توان عشق ورزی به آدمها را مثلِ سبکی از زندگی پذیرفت اما مهارتِ نه گفتن و ابرازِ وجود و شهامت در برابرشان را هم بلد بود و پشت بندِ آن دچارِ هیچ گونه عذابِ وجدانی نشد!
شریف و درستکار و انسان بودن هر تعریف و مصداقِ گسترده ای هم که داشته باشد طبیعتاً نامرتبط ترین ویژگی اش؛ در همه حال بابِ طبع و سلیقه ی دیگران پیش رفتن است!
دیدگاه ها (۰)

بچه ها موضوع اصلی ی این سناریو اینه : وقتی اعضا به عنوان ‌پد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط