{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Iove and the moon

Iove and the moon
Part11

همینطور که اطراف خیره شده بود دست گرمی به شونم امد برگشتم

کوک: هی دختر به چی فکر میکنی
یونا: به توچه
کوک: کی این حرف زشت روبهت یاد داد

من بچه نیستم کوک

برای من که تو فقط یه بچه کوچولوی

با موشت زدم روی بازوش و رفتم

تهیونگ: هی کوک داره دیر میشه خواهر من جایی فرار نمیکنه بیا دیگه

کوک: اوکی اومدم فقط این همیشه دستش انقدر سنگینه

تهیونگ: اره فقط وقتی اصبانی میشه بدتر

رومی: خوب بیا اون اینو بریم

تهیونگ: هی روی نظرت چیه بگیم اینو باید دونفر بریم ها

راستی جیمین کجاست

برای مصاحبه کاری رفته ولی برای خرید میاد

پس بیا بریم با اون مرد حرف بزنیم که اینو بگه

قبوله دختر (❁´◡`❁)*✲゚*

10دقیقه بعد

خب سلام این بازی 2تا گروه 2 نفره باید تشکیل بدین
رومی: پس من با تهیونگ

باشه پس من با رومی

کوک: پس فقط من و تو موندیم
یونا: متاسفانه (خیلی آروم که فقط خودش بشنومه)

هی چیزی گفتی

نه بیا بریم

خب یه توضیح کلی بدیم این تونل وحشت اگه کسی پرید جلوتون بهش دست نمی زنید
فوش نمیدید و از همه مهم تر اون ها نمی زنید

یونا: باشه بیا بریم من از هیچی نمی ترسم


#عشق_وماه
دیدگاه ها (۱)

Iove and the moonPart12کوک: اگه ترسیدی می تونی دستم بگیری یو...

شات کنیم بانو 🐾🐾تا 24 ساعت میمونه👻🎂تعداد هم مهم نیست🫀🐥

بچه ها تا وقتی 20 تایی نشدیم پارت نمیزارم

♡★☆너 없이 수많은 밤을 울었으니 날 혼자 두지 말아줘 ☆٭♡

love and the moonPart 10 تهیونگ داره دیر میشه ها تقریبا آخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط