عشق بی خانه خداحافظ اشک بی شانه خداحافظ

عشق بی خانه خداحافظ اشک بی شانه خداحافظ
باز افتاد در کوی غم‏ ها گذرم
چیدی گلم را از باغی که داشت آلوده‏ ی عشق میشد
شاخه‏ ی عشقت را در قلبم سوزاندی ولی خشک نمیشد
از تمام آرزوهایم باغ بی برگ مانده برایم
دور شدی تو برای همیشه مانده ام باز با غصه هایم
تو رفتی دگر ماه و آیینه خداحافظ بغض تو سینه خداحافظ

رهبرم بقربان صبرت برم توکوهی از صبری دورت بگردم
دیدگاه ها (۱)

یاعلی بن موسی رضا🤲🤲

سپاه اسلام قدرت دنیا💪💪💪

یامهدی ادرکنی🤲

دروقت دلتنگی😌😌

بهار و خاکستر

بهار و خاکستر

رمان بغلی من پارت۱۳۱و۱۳۲و۱۳۳و۱۳۴دیانا: تا نیم ساعت داشتیم با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط