در مقابل بی تفاوتی این جمع به شک افتاده بود من عذاب می

در مقابل بی تفاوتی این جمع به شک افتاده بود... من عذاب می

در مقابل بی تفاوتی این جمع به شک افتاده بود... من عذاب میکشم. شمشیری سرد به سینه ام فرو رفته، درونم را می درد، خون از پیکر من جاری ست و حتی یک نفر هم متوجه این امر نیست؟ هیچکس بدبختی آوار شده در وجود مرا نمی بیند؟ با این همه فشار، آیا روی این کره ی خاکی، من تنهاترینم؟ آیا همه، ساکنان یک جهانیم؟
دیدگاه ها (۳)

تک پارتی از تهیونگ اسم فیک :در بندِ نگاهِ سردِ اربابدر عمارت...

Cold melody part 11از اون شبِ تب و لرز، همه‌چیز تغییر کرده ب...

تکپارتی از جین...«دوستان بعضی اوقات ممکنه وسط فیک طولانی تک ...

dark life =36جیمین تقلا کرد. سعی کرد خودش رو آزاد کنه. ولی ت...

Part "71"☆ویو هانا☆از شدت تعجب و حس تنفری که از حرف‌های ماری...

Part 15

‌‌در مقابل بی‌تفاوتی این جمع به شک افتاده بود ...من عذاب می‌...

کسی باور نخواهد کرداما من به چشم خويش می‌بينم که #مرد ی پيش ...

کسی باور نخواهد کرداما من به چشم خویش می بینمکه مردی پیش چشم...

#سقای_آب_و_ادب#قسمت_هشتم✍ عباسِ حسین: اکنون مردی از اسب به ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط