همیشه دوستام وقتی حالشون بد بود یا مریض میشدن میومدن پیش

همیشه دوستام وقتی حالشون بد بود یا مریض میشدن میومدن پیش من،چون من بغلشون میکردم براشون چایی درست میکردم،اگه مریض بودن بهشون قرص میدادم و مثل یه مادری که از بچه اش مواظبت میکنه ازشون مواظبت میکردم،یه روزی حالم خوب نبود،به همشون زنگ زدم،همشون منو پیچوندن و گردنم نگرفتن،خلاصه که خواستم بگم،گیریم که من بخشیدم و فراموش کردم،کارما آلزایمر نمیگیره که🙁
دیدگاه ها (۲)

ولی من فقط یا به خواب پناه میبرم،یا انقد با خودم بحث و دعوا ...

میشه بگید شماامممم همین شکلیییی این؟!

چیزی که هر روز داریم تجربش میکنیم:

از کجا باید دانلود کنم کسی میدونه؟🤧🥺

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط