{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌اصلا رقیہ نہ، مثلا دختر خودت

‌اصلا رقیہ نہ، مثلا دختر خودت
یڪ شب میان کوچہ بماند،
چہ مےشود ؟

اصلا بدون کفش، توے بیابان، پیاده نہ !
در راه خانہ تشنہ بماند،
چہ مےشود ؟

دزدے از او بہ سیلے و شلاق و فحش، نہ !
تنہا به زور گوشواره بگیرد،
چہ مےشود ؟

گیریم خیمہ نہ، خانہ و یا سرپناه، نہ !
یڪ شعلہ پیرهنش را بگیرد،
چہ مےشود ؟

در بین شہر، توے شلوغے، همیشہ، نہ !
یڪ شب کہ نیستے، بہانہ بگیرد،
چہ مےشود ؟

اصلا پدر، عمو و برادر، نہ، جوجہ اے،
تشنہ مقابل چشمش بمیرد،
چہ مےشود ؟

دست گناهکار مرا روز رستخیز،
یڪ دختر سہ سالہ بگیرد،
چہ مےشود ؟؟


#مذهبی
دیدگاه ها (۰)

برده عمارت جئون

پارت ۲۱ — بازگشت به پایتختیونگی همان شب به پایتخت رسید.فضای ...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۵‌با شروع ماه سوم، ر...

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۶ | بهش اعتماد نکنهانا هنوز به آخ...

فیک : بین راندها

p22ماشین جلوی دروازه‌های آهنی عمارت ایستاد.تهیونگ چند ثانیه ...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

پارت ۲#تو راز شب های منی صبح روز بعد، سوآ با صدای زنگ ساعت ا...

حقیقت پنهان پارت ۴ویو بورام :جین هیونگ بود تا منو دید ترسید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط