{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فکر کنم خیلی خشن بودم باهاشون (¬_¬)

فکر کنم خیلی خشن بودم باهاشون (¬_¬)
سر باربیامو با چاقو میبریدم توش اسمارتیز میریختم ಠ_ಠ
دیدگاه ها (۱۸)

هیچوقت یه انتخاب نبودم همیشه یه گزینه بودم....

چون حس خوبی داره...

ترسناک تر هم میشه اگه نخواد کتاب بخونهههههه

خیلییییییی خیلییییییییییییییی دوستشون دارممممممم

ببخشید بچه ها من فکر نکنم بتونم این دوسه روز پارت بزارم

خیلی چاقو بد هیکل شده بودم خجالت میکشیدم با دوستام برم بیرون...

دفتر نارنجیه دفتر سناریو نویسیمه اون یکی توش درخواستی هاتون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط