معرفی رمان
بچهااا من اومدم با معرفی رمان💗
اسم : 𝐂𝐨𝐝𝐞 & 𝐁𝐫𝐮𝐬𝐡 (کد و قلممو)
شخصیتهایاصلی:
ریو. حدودا ۲۸ ساله، برنامهنویس نابغه و بسیار موفق در یک شرکت بزرگ تکنولوژی در توکیو. درونگرا، منطقی، با نظم دقیق و زندگی برنامهریزی شده. دنیای او پر از کدها، الگوریتمها و منطق است. به دلیل فشارهای کاری و اجتماعی، ارتباطات عمیق انسانی برایش سخت است و بیشتر وقتش را در کار یا در دنیای مجازی میگذراند.
رینا: حدودا ۲۵ ساله، هنرمند گرافیتی زیرزمینی و جسور. او از رنگها، دیوارها و فضاهای شهری برای بیان احساسات استفاده میکند. روحی آزاد، خلاق و کمی سرکش دارد. زندگیاش پر از انرژی، شور و گاهی درد است. به دنبال یافتن جایگاه خود در جامعهای که او را درک نمیکند.
ریو همیشه توی نظم خودش غرق بود، یه آدم دقیق و حسابی که همهچیز زندگیش قانون داشت. تا وقتی که رینا، با اون روح آزاد و رنگیش، پاش افتاد وسط معادله و همهچی رو ریخت بههم. از نظر ریو، اون یه آشوب خوشرنگ بود که آرامش کُدخوردهش رو خط میزد.
🎈🎨💻💽
رینا هم اول فکر میکرد ریو یه تکرارگر خشک از دنیای بیروح سیستمـه، ولی هر چی بیشتر شناختش، فهمید پشت اون خونسردی، یه ذهن خلاق و پرسشگره. کمکم، ریو کشیده شد سمت کوچههای پر از گرافیتی و نمایشگاههای پنهونی رینا، و رینا هم با دنیای صفر و یک ریو رفیق شد.
میون این رفتوآمد، یه حس قشنگ بینشون شکل گرفت. عشقی که نه مثل هم بودن، بلکه با متفاوت بودنش زندهست. اما حالا باید بفهمن آیا میتونن بین نظم و بینظمی پلی بسازن، یا این دنیاهای جدا آخرش از هم دورشون میکنه.
توی داستان هم با شخصیت های فرعی آشنا میشین💖 پوستر رمانم رو صفحه بعد گذاشتم. نظرتونو بگید🥰😊
راستی اسم آهنگ کاور : M از Ayumi Hamasaki💙
منتظر پارت یک باشیدااا
فعلااا
اسم : 𝐂𝐨𝐝𝐞 & 𝐁𝐫𝐮𝐬𝐡 (کد و قلممو)
شخصیتهایاصلی:
ریو. حدودا ۲۸ ساله، برنامهنویس نابغه و بسیار موفق در یک شرکت بزرگ تکنولوژی در توکیو. درونگرا، منطقی، با نظم دقیق و زندگی برنامهریزی شده. دنیای او پر از کدها، الگوریتمها و منطق است. به دلیل فشارهای کاری و اجتماعی، ارتباطات عمیق انسانی برایش سخت است و بیشتر وقتش را در کار یا در دنیای مجازی میگذراند.
رینا: حدودا ۲۵ ساله، هنرمند گرافیتی زیرزمینی و جسور. او از رنگها، دیوارها و فضاهای شهری برای بیان احساسات استفاده میکند. روحی آزاد، خلاق و کمی سرکش دارد. زندگیاش پر از انرژی، شور و گاهی درد است. به دنبال یافتن جایگاه خود در جامعهای که او را درک نمیکند.
ریو همیشه توی نظم خودش غرق بود، یه آدم دقیق و حسابی که همهچیز زندگیش قانون داشت. تا وقتی که رینا، با اون روح آزاد و رنگیش، پاش افتاد وسط معادله و همهچی رو ریخت بههم. از نظر ریو، اون یه آشوب خوشرنگ بود که آرامش کُدخوردهش رو خط میزد.
🎈🎨💻💽
رینا هم اول فکر میکرد ریو یه تکرارگر خشک از دنیای بیروح سیستمـه، ولی هر چی بیشتر شناختش، فهمید پشت اون خونسردی، یه ذهن خلاق و پرسشگره. کمکم، ریو کشیده شد سمت کوچههای پر از گرافیتی و نمایشگاههای پنهونی رینا، و رینا هم با دنیای صفر و یک ریو رفیق شد.
میون این رفتوآمد، یه حس قشنگ بینشون شکل گرفت. عشقی که نه مثل هم بودن، بلکه با متفاوت بودنش زندهست. اما حالا باید بفهمن آیا میتونن بین نظم و بینظمی پلی بسازن، یا این دنیاهای جدا آخرش از هم دورشون میکنه.
توی داستان هم با شخصیت های فرعی آشنا میشین💖 پوستر رمانم رو صفحه بعد گذاشتم. نظرتونو بگید🥰😊
راستی اسم آهنگ کاور : M از Ayumi Hamasaki💙
منتظر پارت یک باشیدااا
فعلااا
- ۵.۱k
- ۲۳ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط