#رقص_سایه_ها_بین_عشق
#رقص_سایه_ها_بین_عشق
پارت پنجم
بعد از ماجراهای چند روز پیش و دستگیری طرفدار متعصب جونگکوک، یه حس آرامش نسبی به زندگی استلا و جونگکوک برگشته بود. اما استلا هنوز هم احساس میکرد که یه سایه مرموز داره اونها رو زیر نظر میگیره.
یک شب، در حالی که استلا و جونگکوک در حال تماشای فیلم در آپارتمان جونگکوک بودن، سوفیا با چهرهای نگران وارد میشه.
«بچهها، یه خبر بد دارم.» سوفیا با صدایی لرزان میگه. «یه نفر به من زنگ زده و گفته که اگه با جونگکوک و استلا رابطه داشته باشید، اتفاق بدی براتون میافته.»
استلا و جونگکوک با شنیدن این خبر شوکه میشن. «باز هم؟ کی میتونه این کار رو بکنه؟» جونگکوک با عصبانیت میپرسه.
سوفیا شونه بالا میندازه و میگه: «من نمیدونم. فقط یه صدای مردونه شنیدم که خیلی تهدیدآمیز حرف میزد.»
استلا که دیگه نمیتونه تحمل کنه، با گریه میگه: «من دیگه نمیتونم این وضعیت رو تحمل کنم. من میخوام از این شهر برم.»
جونگکوک استلا رو در آغوش میگیره و سعی میکنه آرومش کنه. «نه، استلا. تو نباید بری. من نمیتونم بدون تو زندگی کنم. ما با هم این مشکل رو حل میکنیم.»
استلا سرش رو روی شونهی جونگکوک میذاره و با صدایی خفه میگه: «من میترسم، جونگکوک. من میترسم که یه اتفاقی برای تو یا سوفیا بیفته.»
جونگکوک با قاطعیت میگه: «من ازتون محافظت میکنم. قول میدم که هیچ اتفاقی نیفته.»
اونها تصمیم میگیرن که موضوع رو به پلیس اطلاع بدن و ازشون کمک بگیرن. پلیس تحقیقات بیشتری رو شروع میکنه و متوجه میشه که این تهدیدها از یه گروه سازمانیافته میآد که هدفشون خراب کردن شهرت جونگکوک و ایجاد اختلاف بین اون و استلاس.
این گروه از طریق هک کردن گوشیها و شبکههای اجتماعی، اطلاعات شخصی استلا و جونگکوک رو به دست آورده و از اونها برای تهدید و اخاذی استفاده میکنه.
استلا و جونگکوک با کمک پلیس و سوفیا، تصمیم میگیرن که با این گروه مقابله کنن و هویتشون رو فاش کنن.
اونها یه نقشه طراحی میکنن که با استفاده از یه تلهی مجازی، اعضای این گروه رو به دام بندازن و اطلاعاتشون رو به دست بیارن.
در طی این عملیات، استلا و جونگکوک با خطرات زیادی روبرو میشن، اما با کمک همدیگه و با تکیه بر عشق و اعتمادشون، موفق میشن که اعضای این گروه رو شناسایی و دستگیر کنن.
و حالا، بعد از تمام این سختیها، استلا و جونگکوک میتونن با خیال راحت در کنار هم زندگی کنن و از عشقشون لذت ببرن.
خماری تا پارت بعد😁
•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•
شرایط برای گذاشتن پارت ششم
پنج تا لایک
پنج تا کامنت
•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•
کپی حرام🚫
گذارش حرام🚫
لایک، کامنت، فالو، بازنشر یادتون نره🧡
@m_m_92_76
پارت پنجم
بعد از ماجراهای چند روز پیش و دستگیری طرفدار متعصب جونگکوک، یه حس آرامش نسبی به زندگی استلا و جونگکوک برگشته بود. اما استلا هنوز هم احساس میکرد که یه سایه مرموز داره اونها رو زیر نظر میگیره.
یک شب، در حالی که استلا و جونگکوک در حال تماشای فیلم در آپارتمان جونگکوک بودن، سوفیا با چهرهای نگران وارد میشه.
«بچهها، یه خبر بد دارم.» سوفیا با صدایی لرزان میگه. «یه نفر به من زنگ زده و گفته که اگه با جونگکوک و استلا رابطه داشته باشید، اتفاق بدی براتون میافته.»
استلا و جونگکوک با شنیدن این خبر شوکه میشن. «باز هم؟ کی میتونه این کار رو بکنه؟» جونگکوک با عصبانیت میپرسه.
سوفیا شونه بالا میندازه و میگه: «من نمیدونم. فقط یه صدای مردونه شنیدم که خیلی تهدیدآمیز حرف میزد.»
استلا که دیگه نمیتونه تحمل کنه، با گریه میگه: «من دیگه نمیتونم این وضعیت رو تحمل کنم. من میخوام از این شهر برم.»
جونگکوک استلا رو در آغوش میگیره و سعی میکنه آرومش کنه. «نه، استلا. تو نباید بری. من نمیتونم بدون تو زندگی کنم. ما با هم این مشکل رو حل میکنیم.»
استلا سرش رو روی شونهی جونگکوک میذاره و با صدایی خفه میگه: «من میترسم، جونگکوک. من میترسم که یه اتفاقی برای تو یا سوفیا بیفته.»
جونگکوک با قاطعیت میگه: «من ازتون محافظت میکنم. قول میدم که هیچ اتفاقی نیفته.»
اونها تصمیم میگیرن که موضوع رو به پلیس اطلاع بدن و ازشون کمک بگیرن. پلیس تحقیقات بیشتری رو شروع میکنه و متوجه میشه که این تهدیدها از یه گروه سازمانیافته میآد که هدفشون خراب کردن شهرت جونگکوک و ایجاد اختلاف بین اون و استلاس.
این گروه از طریق هک کردن گوشیها و شبکههای اجتماعی، اطلاعات شخصی استلا و جونگکوک رو به دست آورده و از اونها برای تهدید و اخاذی استفاده میکنه.
استلا و جونگکوک با کمک پلیس و سوفیا، تصمیم میگیرن که با این گروه مقابله کنن و هویتشون رو فاش کنن.
اونها یه نقشه طراحی میکنن که با استفاده از یه تلهی مجازی، اعضای این گروه رو به دام بندازن و اطلاعاتشون رو به دست بیارن.
در طی این عملیات، استلا و جونگکوک با خطرات زیادی روبرو میشن، اما با کمک همدیگه و با تکیه بر عشق و اعتمادشون، موفق میشن که اعضای این گروه رو شناسایی و دستگیر کنن.
و حالا، بعد از تمام این سختیها، استلا و جونگکوک میتونن با خیال راحت در کنار هم زندگی کنن و از عشقشون لذت ببرن.
خماری تا پارت بعد😁
•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•
شرایط برای گذاشتن پارت ششم
پنج تا لایک
پنج تا کامنت
•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•
کپی حرام🚫
گذارش حرام🚫
لایک، کامنت، فالو، بازنشر یادتون نره🧡
@m_m_92_76
- ۱۷۳
- ۰۸ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط