در وعدهگاه وصلش

💜💜
در وعده‌گاه وصلش
جانم به لب رسیده‌ست
ترسم صبا نیارد زان بی وفا پیامی...
دیدگاه ها (۰)

💜💜بعضی وقت هادوست داشتن، حیاتی دیگر استزنده نگه داشتن کسی در...

💜💜ڪاش روزے با حضورت نغمہ بارانم ڪنیدر گلستان  امید یڪ  لحظہ ...

💜💜تو که نمیدانیهر آدمی دلتنگی‌هایمخصوصِ خودش را دارد،و تو پن...

💜💜بهترین گره یِ کورِ دنیا همان ..چند لحظه یِ پیچ و تاب خورده...

یگ روز به شیدایی در زلف تو آویزم زان دو لب شیرینت صد شور برا...

وعده دادی وقت جان‌دادن به بالین من آیی...جانم ازهجرت به لب آ...

تنگِ غروب که می شودعجیب دلم مظلوم و بی کس تر می شودبد میسوزد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط