{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زخم سنگین

نه آوازم نه فریادم نه اشکم می شود تسکین
جهان تنگ است بر شعرم که با زخمم شود سنگین

قسم بر بغض شبهایم که بی نامت نمی خوابد
که از تصویر وهم آلود تو نوری نمی تابد

تو آن خورشید بی رحمی که بر ویرانه تابیدی
و من خاکستر از آتش که در پایان خودت دیدی

ِ به پای انتقام از من تو شمشیرت در آیینه
تو رفتی با دلی دیگر زدی آش بر این سینه

تو دستانی که جز زخم و تبر چیزی نمی فهمید
و من در دوزخی تنها که دیگر از تو می ترسید

#محمد_خوش_بین
#دکلمه
#شعر
#شاعر
دیدگاه ها (۰)

زخم سنگین

در لبه فراموشی...

(Part21)15 سال دروغ {فکر کردم میتوانم او را در دستانم بگیرم ...

تو را می‌بخشم، نه به این خاطر که زخم‌هایت درد نداشتند، و نه ...

دانلود مجله امید ایران - شماره 301 - 26 فروردین 1339

دانلود کتاب پریا - نویسنده فهیمه رحیمی

دانلود کتاب شبی بس که - نویسنده مری هیگینز کلارک

دانلود مجله دختران و پسران - شماره 665 - 4 مهر 1350

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط