مرا که حرف شراب از کتاب می شستم
مرا که حرف شراب از کتاب می شستم
زمانه كاتب اعمال می پرستان کرد
#نوعی_خبوشانی
بعضی وقت ها آدم مجبور میشود در راهی
قرار بگیرد که اصلاً دوستش ندارد و یا کاری را
انجام دهد که همیشه دیگران را برای آن کار
سرزنش می کرده است.
من از ورع می و مطرب ندیدمی زین پیش
هوای مغبچگانم در این و آن انداخت
#حضرت_حافظ
من از زهد و تقوایی که داشتم هرگز گرد می
و مطرب نمی گشتم یعنی هرگز از اینها اطلاع
نداشتم اما عشق و محبت پسر بچه های
میخانه مرا به طرف می و مطرب كشاند. یعنی
این باده نوشی و استماع ساز از اختلاط و
علاقه به آنها برایم حاصل شد زیرا اختلاط ،
همرنگی را با آنها ایجاب می کند.
(این اشاره به مطرب و آن اشاره به می است)
#حضرت_حافظ
#نوعی_خبوشانی
#عجایب_روزگار
زمانه كاتب اعمال می پرستان کرد
#نوعی_خبوشانی
بعضی وقت ها آدم مجبور میشود در راهی
قرار بگیرد که اصلاً دوستش ندارد و یا کاری را
انجام دهد که همیشه دیگران را برای آن کار
سرزنش می کرده است.
من از ورع می و مطرب ندیدمی زین پیش
هوای مغبچگانم در این و آن انداخت
#حضرت_حافظ
من از زهد و تقوایی که داشتم هرگز گرد می
و مطرب نمی گشتم یعنی هرگز از اینها اطلاع
نداشتم اما عشق و محبت پسر بچه های
میخانه مرا به طرف می و مطرب كشاند. یعنی
این باده نوشی و استماع ساز از اختلاط و
علاقه به آنها برایم حاصل شد زیرا اختلاط ،
همرنگی را با آنها ایجاب می کند.
(این اشاره به مطرب و آن اشاره به می است)
#حضرت_حافظ
#نوعی_خبوشانی
#عجایب_روزگار
- ۱.۴k
- ۲۳ آذر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط