{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و اون به قدری برایم رویایی و پرستیدنی‌ بود ، حاضر به مرگ

و اون به قدری برایم رویایی و پرستیدنی‌ بود ، حاضر به مرگ بودم تا فقط لحظه ای لبخندش را ببینم .
دیدگاه ها (۲)

انقدر واسم عزیز بودی، که وقتی از چشمم افتادی من بیشتر قلبم ش...

نه خودت دوسم داشتی، نه گذاشتی یکی دیگه رو دوست داشته باشم.

من در لاک خودم راحت ترم.انجا میشد ارام و بی دغدغه زندگی کرد!...

لبخند زدن وقتی‌که درونت زخم است، هنر دلقک بودن نیست، هنرِ ان...

وایب اون لحظه>>>اینجا قراره کلی انگیزه بگیری و واسه هدفات بج...

عشقِ من سامراتهقبله‌ی من، خاک پاتهبهشت رویایی منصحن و سراتهـ...

لحظه ای سخت تر از مرگ وجود دارد؟

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط