{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سقای تشنه ی حرم یار را زدند

سقای تشنه ی حرم یار را زدند
آمد خبر به خیمه علمدار را زدند
سیمرغ عشق روی پرش بار مشک بود
هم بال شد بریده و هم بار را زدند
باران تیر بود و گرفتار تیر شد
با یک سه شعبه چشم سپهدار را زدند
محراب علقمه شد و شمشیر شد عمود
گویا دوباره حیدر کرار را زدند
بعد از عمو که راهی گودال شد حسین
شمر و سنان به نیزه سر یار را زدند
بعد از عمو چگونه بگویم که دشمنان
در خیمه ها رسیده و بیمار را زدند
بعد از عمو که کار به غارت کشیده شد
خیمه به خیمه طفل عزادار را زدند
یا_ابوالفضل_العباس_علیه_السلام
دیدگاه ها (۲)

چو بیمار از شفا سرمست گرددطبیب از فرط شادی مست گرددخدا شافی ...

چو بیمار از شفا سرمست گرددطبیب از فرط شادی مست گرددخدا شافی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط