{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این نوشته منو یاد دو روز پایانی عمر فاطمه انداخت که ناباو

این نوشته منو یاد دو روز پایانی عمر فاطمه انداخت که ناباورانه فقط رفتنشو نگاه کردم نه گریه کردم نه داد زدم ..
آروم و بیصدا با فاطمم مُردم 🖤
دیدگاه ها (۶)

که از خستگی‌هایت به من برگردی ..

میفهمید جایی بی‌گناهی را کشته‌اند.

بعدِ مرگم شعرهایَم را بخوان تا بشنوی...سرگُذشتم ،تلخ تر از،د...

40 سالگیم از 20 سالگی شروع شد..

سکوت پیستPart:⁵⁸با جیغی که کشیدم نگاه همه افتاد سمت منبا چشا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط