{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من فکر میکردم خدا دوستم نداره تا اینکه بهم نشون داد بعض

من فکر می‌کردم خدا دوستم نداره، تا اینکه بهم نشون داد بعضیا نمی‌تونن همراه من باشن، حتی اگر هردومون بخوایم،
من فکر می‌کردم خدا دوستم نداره، تا اینکه سهیل رو به من هدیه داد.
من فکر می‌کردم خدا دوستم نداره، تا اینکه بهم دوستای خوبی داد.
من فکر می‌کردم خدا دوستم نداره، تا اینکه خوشحالی رو به قلبم هدیه کرد.
من فکر می‌کردم خدا دوستم نداره تا اینکه بهم ثابت کرد هروقت صداش کنم، جوابمو می‌ده.




خودمونیم، دم خدا گرم، چه صبری داره با من...
دیدگاه ها (۶)

اسمم آنیاست. صدام می‌کنن آنی.آهنگام، کتاب، بارون، قهوه‌ای، گ...

خیلی دوسِت دارم✨

پسری که قلبم رو برد

شبنم کوچولو: 4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط