بعد از رفتنت

بعد از رفتنت

بعد از رفتنت
با همه ی سختی ها کنار آمدم
اما این دلشوره ی لعنتی
امانم را بریده است
خاطراتت به زندگی ام
گره کوری زده اند
که لحظه ای مرا امان نمی دهند
اشباع شده ام از فکرت
کاش میشد انگشتی بر خاطراتت
میزدم و همه را یکجا بالا می آوردم
چه بر سرم آورده ای دلبر ؟!
حس اسیری را دارم که به تنهایی
در دامی افتاده و صیاد هم
او را از یاد برده است ...
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه

عجیب خسته ام...هنوز کابوس رفتنت را بیدار نشده امبا وجود این ...

عضو هشتمی ولی، لایک کامنت یادتون نره اسلاید دو گوشی ات

فضیلت شماره(۳۷)بِسْمِ الله الرّحمٰنِ الرّحیمدر کتاب «الروضة ...

^فیک جونگکوک^(پارت۲۲)

اولین باری که رد خون رادر لباس زیرمان دیدیم،بدون شک تمامی ما...

دردهای قاعدگی... اولین باری که رد خون را در لباس زیرمان دیدی...

اولین باری که رد خون رادر لباس زیرمان دیدیم،بدون شک تمامی ما...

اولین باری که رد خون رادر لباس زیرمان دیدیم، بدون شک تمامی م...

چند پارتی از ران پارت ۳ ران . دیگه باید بخوابی کوچولوی من با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط