بعد از رفتنت
بعد از رفتنت
با همه ی سختی ها کنار آمدم
اما این دلشوره ی لعنتی
امانم را بریده است
خاطراتت به زندگی ام
گره کوری زده اند
که لحظه ای مرا امان نمی دهند
اشباع شده ام از فکرت
کاش میشد انگشتی بر خاطراتت
میزدم و همه را یکجا بالا می آوردم
چه بر سرم آورده ای دلبر ؟!
حس اسیری را دارم که به تنهایی
در دامی افتاده و صیاد هم
او را از یاد برده است ...
با همه ی سختی ها کنار آمدم
اما این دلشوره ی لعنتی
امانم را بریده است
خاطراتت به زندگی ام
گره کوری زده اند
که لحظه ای مرا امان نمی دهند
اشباع شده ام از فکرت
کاش میشد انگشتی بر خاطراتت
میزدم و همه را یکجا بالا می آوردم
چه بر سرم آورده ای دلبر ؟!
حس اسیری را دارم که به تنهایی
در دامی افتاده و صیاد هم
او را از یاد برده است ...
- ۳.۳k
- ۱۲ تیر ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط